تاب دهی تصویر

مترادف‌ها

شکل دادن به تصویر

فرهنگستان زبان و ادب

{image warping} [مهندسی نقشه برداری] فرایند دستکاری رقمی تصویر به طوری که شکل های موجود در تصویر به طرز چشمگیری تغییر کند

دانشنامه عمومی

تاب دهی تصویر نوعی فن دستکاری عکس است به صورتی که تغییرات چشمگیری در شکلها نمایان شوند.
• تصحیح اعوجاج تصویر
• اهداف خلاقانه ( به عنوان مثال، دگردیسی )
• مشابه این فن جهت ویرایش فیلم

جمله سازی با تاب دهی تصویر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فلک نیاوردم زیر پای همچو رکاب اگر تو تاب دهی سوی من عنان کرم

💡 کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی

💡 تکنولوژی‌های جدید در نمایشگرهای پیشرفته، امکان تاب دهی تصویر با کیفیت بسیار بالا و رنگ‌های بسیار واقعی و دقیق را برای کاربران فراهم کرده‌اند.

💡 در پروژکتورهای سینمایی مدرن، سیستم‌های پیچیده برای تاب دهی تصویر بر روی پرده‌های بزرگ استفاده می‌شوند تا تجربه‌ای بی‌نظیر برای تماشاگران خلق شود.

💡 مهندسان تصویر برای بهبود کیفیت خروجی، از الگوریتم‌های پیچیده ریاضی جهت تاب دهی تصویر با دقت بسیار بالا بر روی نمایشگرهای کوچک استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران