فرهنگستان زبان و ادب
{image warping} [مهندسی نقشه برداری] فرایند دستکاری رقمی تصویر به طوری که شکل های موجود در تصویر به طرز چشمگیری تغییر کند
{image warping} [مهندسی نقشه برداری] فرایند دستکاری رقمی تصویر به طوری که شکل های موجود در تصویر به طرز چشمگیری تغییر کند
تاب دهی تصویر نوعی فن دستکاری عکس است به صورتی که تغییرات چشمگیری در شکلها نمایان شوند.
• تصحیح اعوجاج تصویر
• اهداف خلاقانه ( به عنوان مثال، دگردیسی )
• مشابه این فن جهت ویرایش فیلم
💡 فلک نیاوردم زیر پای همچو رکاب اگر تو تاب دهی سوی من عنان کرم
💡 کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی