لغت نامه دهخدا
بینی گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بینی افشاندن. پاک کردن آب بینی. پاک کردن بینی. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. ( یادداشت مؤلف ).
بینی گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بینی افشاندن. پاک کردن آب بینی. پاک کردن بینی. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. ( یادداشت مؤلف ).
بینی افشاندن ٠ پاک کردن آب بینی ٠ پاک کردن بینی ٠ آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلرژی به گرده گیاهان نیز میتواند موجب آبریزش بینی شده که مشابه سرماخوردگی است. معمولاً آبریزش بینی ناشی از آلرژی زمان بیشتری به طول میانجامد. همچنین بعضی افراد با قرار گرفتن در هوای سرد دچار آبریزش بینی میشوند که آن را نمیتوان جزء علائم سرماخوردگی دانست.
💡 مطالعهای این فرضیه را مطرح کرد که به خاطر محل قرار گرفتن حفره بینی این جانور آبزی بوده است. رفتارهای جانوران آبزی معمولاً در ساروپودهای دیگر مثل براچیوسور و آپاتوسور نشان داده شده است. اما پژوهشی در سال ۱۹۵۱ نشان داد که ساروپودها احتمالاً به خاطر فشار زیادی که آب به قفسه سینهاشان میآورده، نمیتوانستند هنگامی که در آب غوطهورند نفس بکشند. از سال ۱۹۷۰ به بعد نظریههای عمومی بر این استوار است که ساروپودها حیواناتی خشکی زی بودند که از برگ درختان تغذیه میکردند. تئوری اخیراً عنوان شده است که ممکن است آنها در محلهای نزدیک به ساحل زیست میکردند.