بیعت نامه

لغت نامه دهخدا

بیعت نامه. [ ب َ / ب ِ ع َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه متضمن بیعت. عهدنامه. پیمان اطاعت: نامه بیاوردندو بر آن واقف شدند در معنی تعزیت و تهنیت نبشته بودند در آخر این قصه نبشته آید این نامه و بیعت نامه تابر آن واقف شده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 289 ).

فرهنگ فارسی

نام. متضمن بیعت. عهدنامه. پیمان اطاعت.

جمله سازی با بیعت نامه

💡 اینطور به نظر می‌آمد که ابومسلم روابط حسنه ای با خلیفه ندارد و به یک فرد خطرناک برای حکومت تبدیل شده است. بدین ترتیب خلیفه دست به کار شد و اورا در کاخ خود به تنهایی به هلاکت رساند. در اینجا، روایت دیگری حاکی از این است که ابوجعفر به دلیل این کار ابومسلم، می‌خواست که اورا بکشد وحتی تا مرحله صدور فرمان مرگ او پیش رفت؛ اما به هر حال ابومسلم نیز با فرستادن نامه ای دیگر از این مرگ فرار کرد. روایت دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه منصور به این دلیل که ابومسلم با او بیعت نکرده بود، در صدد این بود که دستور قتل اورا صادر کند اما ابومسلم با فرستادن نامه دیگری از این مرگ فرار کرد.

💡 به هر حصول بیعت با کوفیان زشتم نام تو برده می‌شد تا نامه می‌نوشتم