لغت نامه دهخدا
بیشی جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) افزون خواستن. زیادت خواستن. کثرت طلبیدن:
چنین پاسخ آورد هومان بدوی
که بیشی نه خوبست بیشی مجوی.فردوسی.بخور آنچه داری و بیشی مجوی
که از آز کاهد همی آبروی.فردوسی.
بیشی جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) افزون خواستن. زیادت خواستن. کثرت طلبیدن:
چنین پاسخ آورد هومان بدوی
که بیشی نه خوبست بیشی مجوی.فردوسی.بخور آنچه داری و بیشی مجوی
که از آز کاهد همی آبروی.فردوسی.
افزون خواستنن. زیادت خواستنن. کثرت طلبیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر خبری هست ازین سوی تو جستن بیشی همه پیشیستی
💡 بلاست جستن بیشی و پیشدستی باز همیشه همت ما مبتلای این دو بلاست