بی چاک و بست

لغت نامه دهخدا

بی چاک و بست. [ ک ُ ب َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) در تداول، صفت دهان آرند: دهانی بی چاک و بست؛ که بی اندیشه هرچه خواهد گوید. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

در تداول صفت دهان آرند

جمله سازی با بی چاک و بست

💡 به چاک سینه شناسند عشقبازان را وگرنه کیست که بی چاک پیرهن باشد

💡 بی چاک گریبان، نرسد دل به گشادی بی درد چرا دست ازین کار کشیده ست؟

💡 بی چاک شام زلف، که عمرش دراز باد رحمی نکرده بر مژه خونفشان شمع

💡 ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض بی چاک سینه نیست چو صبح آشنای فیض

💡 از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را بی چاک که دیده است گریبان قلم را؟