بی قد و قدم

لغت نامه دهخدا

بی قدو قدم. [ ق َدْ دُ ق َ دَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی +قد + و + قدم ) مدور. گرد. سر و ته یکی:
بچگان زاد مدور همه بی قد و قدم
صدوسی بچه اندرزده دودست بهم.منوچهری.رجوع به قد شود.

فرهنگ فارسی

مدور. گرد. سر و ته یکی.

جمله سازی با بی قد و قدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نازکی شمیم گل، طرح درشتی افکند بی قد سرو او بود گر هوس چمن مرا

💡 بی قد شمشاد او، دست چنار آمد به درد بس که می ساید به یکدیگر کف افسوس را

💡 بی قد تو سرو نیست برکارم راست بی رنگ رخ تو گل به چشمم خار است

💡 بی قد تو باغ بر دلم زندان است بی رنگ رخ تو گل به چشمم خار است

💡 دامن شده ز اشک سرخ گلگون بی قد تو لیک سرو موزون

💡 شود از سجده حق آینه دل روشن بی قد خم شده این تیغ جلا نتوان کرد

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز