لغت نامه دهخدا
بی فضلی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی فضل.
بی فضلی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی فضل.
حالت و کیفیت بی فضل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «نظیری» جذبهای باعث نصیحت میکند خاصت اگر فضلی نداری عشق مادرزاد از آن خوشتر
💡 کسی که او را فضلی چنان که باید هست گمان مبند که کارش چنین که دانی نیست
💡 نزیبد جز بگردون بر بهر فضلی مقام او را براه دشمنان اندر همیشه باد دام او را
💡 جن زیبا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی بایرام فضلی و به تهیهکنندگی مهرداد فرید محصول سال ۱۳۹۶ است.
💡 من تو را فضلی نهم بر عقل و جان از بهر آنک عقل و جان را دید نتوان و تو را دیدن توان