بی ظرفیت
مترادفها
کمظرفیت، بیتحمل
متضادها
با ظرفیت
لغت نامه دهخدا
بی ظرفیت. [ ظَ فی ی َ ] ( ص مرکب ) بدون گنجایش. بی استعداد. بی قوت. || آنکه تحمل شداید یا خوشبختی را ندارد. رجوع به ظرفیت شود.
جمله سازی با بی ظرفیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهرسازیها و حذف گیاهان باعث کاهش مقدار آب نفوذی و افزایش آب سطحی میشود. حجم زیاد آب از یک طرف بر بزرگی طغیان میافزاید و از طرفی با افزایش فرسایش، رسوباتی به وجود میآورد که با برجای گذاشتن آنها ظرفیت بستر اصلی رود کاهش مییابد. موارد پیش معمولاً تأثیر تدریجی دارند، ولی سیلهای ناگهانی و فاجعهآمیز اغلب بر اثر تخریب سدها و بندها، ایجاد میشوند.
💡 شرکت تولید، انتقال، توزیع و مدیریت نیروی برق ایران ("توانیر") تخمین میزند که ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر ایران میتواند ۱۰ درصد انرژی مورد نیاز کشور را ظرف ۵ سال تأمین کند.
💡 در پایان سال ۲۰۱۵ شرکت انل گرین پاور با حضور خود در ۲۳ کشور به اداره ۱۱ گیگاوات ظرفیت احداث شده و تولید ۳۳ تراوات ساعت انرژی پرداختهاست.
💡 مهندسی، هزینهٔ مواد، برنامه و جدول زمانی، ظرفیت، مدیریت کارکنان، کنترل کیفیت، مدیریت هزینهها، فرایندهای ساخت و تولید، پروژههای ساخت، جریان تولید.