بی سرافسار

بی سرافسار

کلمه «بی سرافسار» ترکیبی و مرکب است که در منابع قدیمی فارسی مانند «ناظم الاطباء» و «آنندراج» آمده است و به معنای کسی یا چیزی بی‌مهار و سرخود است. این واژه صفات منفی متعددی را شامل می‌شود؛ از جمله بدخویی، بدرفتاری، بدتربیتی و نالایقی. همچنین بی سرافسار به معنای نامقید، تنبل و کاهل و حتی غافل نیز به کار رفته است. در بعضی منابع، این اصطلاح برای توصیف افرادی که فاقد انضباط و کنترل خود هستند یا رفتار ناپسندی دارند، به کار می‌رود. به طور کلی، بی سرافسار نشان‌دهنده فقدان نظم، تربیت و مسئولیت در رفتار و کردار انسان است. این واژه هم می‌تواند درباره اخلاق و رفتار فردی به کار رود و هم به وضعیت یا حالت نامطلوب یک چیز اشاره کند. به این ترتیب، «بی سرافسار» مفهومی جامع از ناهنجاری، بی‌انضباطی و نالایقی را در خود دارد.

لغت نامه دهخدا

بی سرافسار. [ س َ اَ ] ( ص مرکب ) بی مهار. گسسته مهار.سرخود. بدخوی. ( ناظم الاطباء ). || بدوضع. ( آنندراج ). || بدتربیت. ( ناظم الاطباء ). || نااهل. ( آنندراج ). || نالایق. ناقابل. || نامقید. ( آنندراج ). || تنبل و کاهل. || غافل. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بی سرافسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خانهٔ خلقی کنی زیر و زبر تا براندازی سرافساری بزر

💡 او با آن رفتارهای بی سرافسار و بدون برنامه‌ریزی دقیق، همواره باعث ایجاد آشفتگی و سردرگمی در محیط کار و میان همکارانش می‌شد.

💡 زندگی کردن به صورت بی سرافسار و بدون داشتن هدف مشخص، تنها منجر به هدر رفتن زمان و از دست دادن فرصت‌های طلایی می‌شود.

💡 مدیریت آن شرکت به دلیل تصمیم‌گیری‌های بی سرافسار مدیر عامل، با بحران‌های مالی و مدیریتی بسیار بزرگی در سال‌های اخیر روبرو شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران