لغت نامه دهخدا
بی باق. ( ص مرکب ) تمام و کامل. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). بی باقی.
بی باق. ( ص مرکب ) تمام و کامل. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). بی باقی.
تمام و کامل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دین باری تازه باشد تا که هست او مؤتمن ملک باقی ویژه باشد تا که هست او قهرمان
💡 در سال ۱۳۴۸ اداره آموزش عشایر به اداره کل تبدیل شد و آقای بهمنبیگی به عنوان مدیر کل آن منصوب شد و تا انقلاب اسلامی در همین سمت باقی ماند.
💡 این باشگاه در سال 1400 با شکایت باقی تیم های هم گروه مبنی بر استفاده بازیکن غیر مجاز با کسر امتیاز به لیگ دسته سه سقوط کرد
💡 و همچنين خداوند سبحان خداوند سبحان مى فرمايد: ما عندكم ينفد و ما عند اللّه باق(110)آنچه نزد اوست باقى پاپدار است.
💡 بسان میرکو فطرت که وحدت بیند ازکثرت نه فانی خواهد از باقی نه باقی جوید از فانی
💡 دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد