لغت نامه دهخدا
بهم اندر شدن. [ ب ِ هََ اَ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در یکدیگر فرورفتن:
چندان بزند نیزه که نیزه بخروشد
بندش بهم اندر شود از بس که بکوشد.منوچهری.
بهم اندر شدن. [ ب ِ هََ اَ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در یکدیگر فرورفتن:
چندان بزند نیزه که نیزه بخروشد
بندش بهم اندر شود از بس که بکوشد.منوچهری.
در یکدیگر فرو رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاه برهان کفایت نی زرین تن او بهم اندر شکند نیزه زال زر و سام