بنده فش

لغت نامه دهخدا

بنده فش. [ ب َ دَ / دِ ف َ ] ( ص مرکب ) بنده وش. بنده وار. بنده مانند:
باستاد در پیش او بنده فش
سرافکنده و دست کرده بکش.دقیقی.

فرهنگ فارسی

بنده وش. بنده وار. بنده مانند.

جمله سازی با بنده فش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 470- قلوب اوليا و سالكين، آينه هاى تجليات حق و جايگاه ظهور اوست، چنانچهخداوند فرمود:((اى موسى، زمين و آسمان گنجايش مرا ندارند؛ اما قلب بنده مؤ منمگنجايش مرا ندارند؛ اما قلب بنده مؤ منم گنجايش مرا دارد.))

💡 در آن حضرت کجا باشد مرا امکان گردیدن که مقبل بنده ای باید که آن درگاه را شاید

💡 امام صادق عليه السلام: هنگامى كه بنده مومن دعا كند خداوندعزوجل به فرشتگان گويد با اين كه دعاى اين بنده مستجاب است در عينحال حاجتش را ديرتر بر آوريد چون من دوست دارم آوازش را بشنوم.

💡 راستی را هر که فر شاه و شعر بنده دید گر خرد یارست با او گفت عقلش یاورست

💡 من میکنم آن طاعت کز بنده سزد، لیکن شرطست که نگریزی، گر روز جزا باشد

💡 امام عليه السلام فرمود: راست گفتى آزاد است كه اين چنين گناه مى كند، اگر بنده بود ازمولاى خود مى ترسيد.