فرهنگستان زبان و ادب
{mooring pendant,mooring pendent} [حمل ونقل دریایی] زنجیر کوتاهی که یک سر آن به شناوه/ بویۀ مهار و سر دیگر آن به زنجیر بستر دریا (ground chain ) بسته می شود
{mooring pendant,mooring pendent} [حمل ونقل دریایی] زنجیر کوتاهی که یک سر آن به شناوه/ بویۀ مهار و سر دیگر آن به زنجیر بستر دریا (ground chain ) بسته می شود
زنجیر کوتاهی که یک سر آن به شناوه/ بویۀ مهار و سر دیگر آن به زنجیر بستر دریا (ground chain) بسته میشود.
💡 همه تن پر از خون و رخساره زرد ازان بند زنجیر زنگار خورد
💡 اسیر بند زنجیر خودم کرد کمند بند زلف پر ز تابش
💡 پادشاهان جمله نخجیر تو اند سروران در بند زنجیر تو اند
💡 تا زلف بتم به بند زنجیر منست سرگشته همی روم نه هشیار و نه مست
💡 سلسله جنبان امر کاف و نون چون شود در بند زنجیری زبون
💡 بزد بر کمربند کلباد بر بران بند زنجیر پولاد بر