بند زنجیر مهار

مترادف‌ها

قید و بند، مهار زنجیر

متضادها

رها کردن، گشودن، باز کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{mooring pendant,mooring pendent} [حمل ونقل دریایی] زنجیر کوتاهی که یک سر آن به شناوه/ بویۀ مهار و سر دیگر آن به زنجیر بستر دریا (ground chain ) بسته می شود

ویکی واژه

زنجیر کوتاهی که یک سر آن به شناوه/ بویۀ مهار و سر دیگر آن به زنجیر بستر دریا (ground chain) بسته می‌شود.

جمله سازی با بند زنجیر مهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همه تن پر از خون و رخساره زرد ازان بند زنجیر زنگار خورد

💡 اسیر بند زنجیر خودم کرد کمند بند زلف پر ز تابش

💡 پادشاهان جمله نخجیر تو اند سروران در بند زنجیر تو اند

💡 تا زلف بتم به بند زنجیر منست سرگشته همی روم نه هشیار و نه مست

💡 سلسله جنبان امر کاف و نون چون شود در بند زنجیری زبون

💡 بزد بر کمربند کلباد بر بران بند زنجیر پولاد بر

💡 نگهبانان سعی کردند با استفاده از یک بند زنجیر مهار، حیوان وحشی را که از قفس فرار کرده بود و باعث ایجاد وحشت شده بود، کنترل کنند.

💡 در آن داستان قدیمی، قهرمان داستان توانست با قدرت جادویی خود، هیولای بزرگ را با یک بند زنجیر مهار کرده و از آسیب دیدن مردم جلوگیری کند.

💡 مهندسان تلاش کردند تا با استفاده از یک بند زنجیر مهار، قطعات بسیار سنگین دستگاه را در هنگام انتقال از سقوط ناگهانی و آسیب جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران