بمب گیر

مترادف‌ها

ضد بمب

لغت نامه دهخدا

بمب گیر. [ ب ُ ] ( نف مرکب ) بمب گیرنده. آنچه یا آنکه بمب را می گیرد. || ( اِ مرکب ) قطعه فلزی که بزیر بال هواپیمای جنگی متصل شود و بمب یا راکت را بوسیله چنگکها بدان متصل کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با بمب گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همزمان بین تمام نیروهای پلیس گاتهام سیتی را در زیر زمین گیر می‌اندازد و راه خروجشان را می‌بندد. او شهردار گاتهام را نیز می‌کشد و دکتر پاول را مجبور می‌کند که رآکتور هسته‌ای را به یک بمب هسته‌ای تبدیل کند و بعد او را هم می‌کشد. بین ارتباط گاتهام را با بقیه دنیا قطع می‌کند و تهدید می‌کند اگر کسی سعی کند وارد گاتهام شود، بمب را منفجر خواهد کرد. با استفاده از نامه نوشته شده توسط گوردون، بین واقعیت را برای همه آشکار می‌کند و زندانیان زندان شهر گاتهام را آزاد می‌کند. زندانیان یک انقلاب را آغاز می‌کنند و افراد ثروتمند و مشهور شهر را دستگیر می‌کنند و یک به یک دادگاه نمایشی می‌برند، جایی که در واقع برای همه حکم مرگ صادر می‌شود و دکتر جاناتان کرین قاضی دادگاه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران