بش طاغ

لغت نامه دهخدا

بش طاغ. [ ] ( اِخ ) نام قسمت شمال شرقی سلسله جبال قفقاز است که با یک رشته تلال با سلسله جبال البرز ارتباط می یابد. دارای آبهای معدنی فراوان است و در دامنه آن اسبهای خوب پرورش می یابد و ازین رو بطلمیوس این نقاط را «هیلپیق » یعنی جبال اسبی نامیده است. ( قاموس الاعلام ترکی ج 2 ).

فرهنگ فارسی

نام قسمت شمال شرقی سلسل. جبال قفقاز است که با یکرشته تلال با سلسله جبال البرز ارتباط می یابد. دارای آبهای معدنی فراوان است و در دامنه آن اسبهای خوب پرورش می یابد و از ین رو بطلمیوس این نقاط را (( هیلپیق ) ) یعنی جبال اسب نامیده است.

جمله سازی با بش طاغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بیشمار یاغی و طاغی که جمع شد شمشیر تو کشید قلم دو خط شمار

💡 چون شکم پر گشت و بر نعمت زدند وآن ضرورت رفت پس طاغی شدند

💡 سه مه فزون ‌که به‌‌ کیهان خدای طاغی شد بر آن مثابه‌ که ابلیس با مهین داور

💡 آلبر کامو در انسان طاغی با اشاره به پرسش‌های عذاب‌آور رمان برادران کارامازوف، این نظریه را مطرح می‌کند که اعتقاد به عقل در دوران مدرن هرگونه ادراک از ارزش‌ها را از بین برده‌است و دیکتاتورها به همین واسطه توانسته‌اند قدرت را قبضه کنند.

💡 وانکه ز درگاه تست طاغی و یاغی جفت هوانست و یار شدت و اهوال

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز