بس انبار

لغت نامه دهخدا

بس انبار. [ ب َ اَ ]( اِخ ) دهی به چهارده فرسنگ و نیمی شمال احمد حسین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به احمدحسین و لیراوی، شود.

فرهنگ فارسی

دهی به چهارده فرسنگ و نیمی شمال احمد حسین.

جمله سازی با بس انبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این آب انبار در دوره قاجاریه ساخته شده و هم‌اکنون در فهرست آثار ملی ایران با شماره ۱۷۸۸۴ به ثبت رسیده است.

💡 انبار کرد دیدهٔ من صد هزار در تا آن نگار سی و سه دُر در دهان نهاد

💡 جوع البقرگرفته خران را به عهد تو یک برگ کاه نیست در انبار روزگار

💡 بلكه داستان اينان همانند انبار فاضل آب و مزبله اى است كه ظاهر و رويه آن با (سنگ و)گچ، سفيدكارى و آراسته شده است؛ ولى درون و ژرفاى آن سخت متعفن و آلوده است.

💡 تا آنگهی که جمله در انبار تو نهند هر یک فراز خویش جو ثعبان موسوی