بزرگ پستان
مترادفها
پرپستان
لغت نامه دهخدا
بزرگ پستان. [ ب ُ زُ پ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پستان بزرگ و کلان دارد. زن که پستان بزرگ دارد، و این نزد اروپائیان از حسن باشد برخلاف در ایران. ( یادداشت بخط دهخدا ): امراءة طرطبی؛ زن بزرگ پستان. شاة ضریعة؛ گوسفند بزرگ پستان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آنکه پستان بزرگ و کن دارد زن که پستان بزرگ دارد.
جمله سازی با بزرگ پستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحله دوم تانر: جوانه زدن پستان و برجستگی قابل مشاهده و قابل لمس بافت پستان، و پیدایش تعداد کمی موهای ضخیم در ناحیه تناسلی و روی لابیاهای بزرگ.
💡 همه خردان بزرگاندیشان همه پستان دراز آهنگان
💡 خرد نشماری حق همکاسگی را ای بزرگ شیر یک پستان، دو کودک را برادر میکند