برون سرش

فرهنگستان زبان و ادب

{skid} [حمل ونقل هوایی] سُر خوردن هواگَرد به سمت بیرون دایرۀ گردش، در حین دور زدن در هنگام پرواز

جمله سازی با برون سرش

💡 هر کجا گنجی است در ویرانه‏ ای آید برون تا شود معمور آن تن کو سرش در پای اوست

💡 درآمد بزد گرز بر مغفرش به زخمی برون کرد مغز از سرش

💡 علم را بود در سر باد پندار برون شد از سرش چون شد نگونسار