برنامۀ جابه جایی
مترادفها
برنامه انتقال، برنامه جابجایی
فرهنگستان زبان و ادب
{movement schedule} [علوم نظامی] برنامه ای که برای پایش یا ردگیری محموله یا کارکنان یا ملزومات جابه جایی تنظیم می شود
جمله سازی با برنامۀ جابه جایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سیستمهای مدرن تر، مانند سیستمهای سازگار OpenPGP، یک کلید بخش ای برای یک الگوریتم کلید متقارن توسط یک الگوریتم کلید نامتقارن به صورت توزیع یافته رمزنگاری میشد. این تقریب حتی از ضرورت استفاده از یک پروتکل جابه جایی کلید شبیه به جا به جایی کلید Diffie-Hellman جلوگیری میکرد.
💡 در تعیین سرعت ذرات به روش تصویربرداری، با گرفتن دو تصویر متوالی از حرکت ذرات و تعیین محل آنها در تصویر و محاسبه مقدار جابه جایی آنها پس از کالیبراسیون های لازم، در صورت مشخص بودن فاصله زمانی بین دو تصویر گرفته شده مقدار سرعت قابل محاسبه است. به طور کلی گرفتن دو تصویر
💡 شرکتهای بزرگ در صورت تغییر دفتر مرکزی، یک برنامۀ جابه جایی منظم برای انتقال تجهیزات و کارکنان به ساختمان جدید طراحی میکنند.
💡 برنامۀ جابه جایی جمعیت در مناطق آسیبدیده از زلزله، باید با دقت بسیار بالا و با رعایت اصول ایمنی و انسانی اجرا شود.
💡 سازمانهای دولتی برای مدیریت بهتر منابع انسانی، از برنامۀ جابه جایی دورهای نیروها بین شعب مختلف جهت افزایش تجربه کارکنان استفاده میکنند.