لغت نامه دهخدا
( برق آسا ) برق آسا. [ ب َ ] ( ص مرکب ) همانند برق. مجازاً، سخت تند و سریع: حمله برق آسا؛ حمله سریع و غافلگیرکننده.
( برق آسا ) برق آسا. [ ب َ ] ( ص مرکب ) همانند برق. مجازاً، سخت تند و سریع: حمله برق آسا؛ حمله سریع و غافلگیرکننده.
( برق آسا ) ۱. برق مانند.
۲. (قید ) تند و سریع مانند برق.
( برق آسا ) مانند برق بسیار تند و تیز.
💡 از يك سو گروه بى شمارى از دانشمندان مذاهب مختلف را تربيت نمود ومشعل هاى فروزانى چون سيد مرتضى، سيد رضى، شيخ طوسى، نجاشى و دهها نفرديگر را تحويل حوزه هاى علمى و دينى داد و از سوى ديگر قلم به دست گرفت و با اينسلاح برق آسا و ژرف، تحولى بهنگام ايجاد كرد.
💡 هنگامى كه صواب آن غلام وحشى به من نزديك مى شد گويى هيولايى جلو مى آمد! نبردبين ما آغاز شد اما بيش از دو ضربه بين ما رد وبدل نشد. سرعت شمشير من چنان برق آسا بود كه در كى لحظه او را به دو نيم ساختتيغه شمشيرم به پهلوى او اصابت كرد و قسمت پائين بدن او روى پاها بر روى زمينباقى ماند و بالا تنه او به جانبى ديگر افتاد و مسلمانان مى نگريستند و به او مىخنديدند.(515)
💡 بارانهای موسمی در کشورهای استوایی مانند بنگلادش، توانایی ایجاد سیلهایی خانمان برانداز را دارند. طوفانهای دریایی موسوم به هاریکان نیز دارای خصوصیاتی هستند که در کل توان ایجاد سیلهای مخرب را دارند. نام یکی از این خصوصیات طوفانهای برق آسا (سیل دریایی که ارتفاع آن به ۸ متر میرسد) است که در اثر حرکت هاریکان دریایی به سمت ساحل به وجود میآید. از انواع دیگر این علل