بر سکه رساندن

لغت نامه دهخدا

بر سکه رساندن. [ب َ س ِک ْ ک َ / ک ِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) مسکوک گردانیدن. ( آنندراج ). سکه کردن. مضروب کردن:
از چرخ بهیچ است تسلی دل واله
بر سکه رساندیم زر مختصری را.واله ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مسکوک گردانیدن مضروب کردن.

جمله سازی با بر سکه رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سکهٔ دین نامت چون نام تو بر سکه نقش الحجری بادا کردار تو عالم را

💡 بر سکه‌های دو دریکی، یا شیارهای مواج با نقش دو هلال یا نقش قسمت جلو کشتی دیده می‌شود؛ و بر سکه‌های دریک داریوش سوم، تصویر شاهنشاه مانند شاهنشاهان قبل از او نیزه به دست ندارد، بلکه به جای نیزه خنجر به دست گرفته‌است.

💡 هر سیم سرشکم که روان بود به سودا بر سکه رویم همه با زر زده‌ای باز

💡 در زمان شاپور دوم، ضرابخانه ای در سکستان تأسیس شد (که علائم اختصاری آن به صورت SKSTN, S, SK بر سکه ها ضرب می شد). این ضرابخانه از نخستین دوره حکومت قباد یکم (حکومت ۴۸۸–۴۹۶) به بعد در مرکز استان، زرنگ (با علائم اختصاری: ZR, ZRN, ZRNG) قرار داشت.

💡 از زمان احمد تگودار نام ایلخان بر سکه‌های دوزبانه مغولی-عربی با الفبای عربی نیز ثبت می‌شد تا عموم مردم بتوانند نام فرمانروا را در سکه‌ها تشخیص دهند. مورد جالب‌توجه در این زمینه گیخاتو است که به‌جای نام خودش، لقب بودایی تبتی «ایرنجین تورجی (جواهری از الماس)» را با دو خط اویغوری و عربی بر سکه‌ها ثبت می‌کرد.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز