لغت نامه دهخدا
بر دفتر افکندن. [ ب َ دَ ت َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نوشتن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ). بردفتر نوشتن و ثبت کردن. ( ناظم الاطباء ):
که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن.خاقانی.حدیث عشق را بر دفتر افکند.خاقانی.
بر دفتر افکندن. [ ب َ دَ ت َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نوشتن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ). بردفتر نوشتن و ثبت کردن. ( ناظم الاطباء ):
که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن.خاقانی.حدیث عشق را بر دفتر افکند.خاقانی.
کنایه از نوشتن بر دفتر نوشتن و ثبت کردن.
💡 محل اقامت و دفتر رسمی رئیسجمهور جمهوری کره در کاخ آبی واقع در منطقه جونگنو سئول است. کاخ آبی به دلیل ظاهر آن نامگذاری شدهاست. کاخ آبی علاوه بر دفتر رئیسجمهور، دفتر امنیت ملی و سرویس امنیت ریاست جمهوری جهت کمک به رئیسجمهور را در خود جای دادهاست.
💡 سنبل تازه بر آن عارض گلرنگ ترا خط سبزیست که بر دفتر خوبان زدهای
💡 بر دفتر وصال نوشتم همی شمار کردم غلط به شهر و به سامان شمار خویش
💡 این شرکت دارای گردش مالی سالانه بیش از ۴۰ میلیون دلار است و علاوه بر دفتر مرکزی در ملبورن، دفاتری در سیدنی، پرت و بریزبن و همچنین دفاتری بینالمللی در اوکلند، لندن، نیویورک، پرینستون و جاکارتا دارد.
💡 او علاوه بر دفتر شعر گیلکی «واگردان»، دفترهای شعر دیگری نیز دارد؛ از دریا تا کویر و از کویر تا دریا (مجموعه شعر فارسی) سورخگل (مجموعه شعرهای گیلکی). علاوه بر این او دائرةالمعارف بزرگ گیلانی را نیز تألیف کردهاست که چهار جلد از پنج جلد این مجموعه منتشر شده است
💡 بر صریر خامه جامی گر نه چشمت خون گریست جا به جا سرخی تو را بر دفتر اشعار چیست