لغت نامه دهخدا
بدلحاظ. [ ب َ ل ِ ] ( ص مرکب ) بی حیا. بی ادب و گستاخ. بی شرم. || زشت. ( از ناظم الاطباء ).
بدلحاظ. [ ب َ ل ِ ] ( ص مرکب ) بی حیا. بی ادب و گستاخ. بی شرم. || زشت. ( از ناظم الاطباء ).
( صفت ) ۱ - بی حیا بی ادب بی شرم گستاخ پررو. ۲ - زشت ناپسند.
💡 عواملی چون اندازه و آب و هوا و منابع طبیعی غنی این کشور را متمایز کردهاست. برزیل پنجمین کشور از لحاظ وسعت در جهان بعد از کشورهای روسیه، کانادا، چین و آمریکا است؛ و در قاره آمریکا (شمالی و جنوبی) سومین کشور از لحاظ وسعت میباشد. وسعت این کشور ۸٫۵۱۱٫۹۶۵ کیلومتر است که ۵۵٫۴۵۵ کیلومتر آن را آب شامل میشود.
💡 اصطلاح تنبیه را هنگامی میتوان بهتر درک کرد که رابطهٔ آن را با اصطلاح پاداش در نظر گرفت. تنبیه از لحاظ تأثیری که بر فرد دارد، عیناً متضاد پاداش نیست. در حالی که پاداش، احتمال رخداد پاسخ بهخصوصی را «بهطور دائم» افزایش میدهد تنبیه تنها یک اثر «موقتی» بازدارنده در بروز پاسخ بهخصوص دارد.
💡 خالیسکو از لحاظ جمعیت چهارمین ایالت پرجمعیت مکزیک بهشمار میرود و همچنین از لحاظ فرهنگی، بازرگانی و سطوح اقتصادی از بالاترینها در مکزیک است. از دید شاخص توسعه انسانی برخی از بخشهای این ایالت قابل مقایسه با کشورهایی همچون اسپانیا و ایتالیا هستند.