بد قیافه

بدقیافه به فردی که از نظر ظاهری زشت، ناخوشایند یا نامتناسب به نظر می‌رسد، اشاره دارد و معمولاً برای توصیف چهره‌ای نازیبا استفاده می‌شود. این واژه بیشتر به ترکیب نامناسب اجزای صورت اشاره دارد، مانند بینی بزرگ، چشمان ریز و فرم غیرمتعارف فک. این اصطلاح عامیانه‌تر است و معمولاً برای توصیف زشتی آشکار و غیرجذاب به کار می‌رود. این عبارت ادبی‌تر و سنگین‌تر است و بیشتر در متون کلاسیک دیده می‌شود. در متون قدیمی فارسی، گاهی از تعابیری مانند زشت‌روی، ناخوش‌چهره یا دیوپیکر استفاده می‌شد. در زبان محاوره نیز اصطلاحاتی مانند زشت‌تر از هیزم‌شکن یا بدقواره رایج هستند.

مترادف‌ها

زشت، بدریخت، بدشکل

متضادها

زیبا، خوش قیافه، زیبارو

فرهنگ عمید

۱. بدشکل.
۲. بدهیکل، بداندام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای قیافه ای زشت باشد بد صورت بد گل کریه المنظر.

جمله سازی با بد قیافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما خویشانِ علی بن موسی الرّضا به این حرف، قانع نشدند و تقاضای داوریِ قیافه‌شناس را مطرح کردند.

💡 او با وجود اینکه فردی بسیار باهوش بود، اما به دلیل بد قیافه، همواره در برخورد اول با پیش‌داوری‌های مردم روبرو می‌شد.

💡 نباید تنها بر اساس بد قیافه یا ظاهر فرد، شخصیت و توانمندی‌های ذهنی او را قضاوت کرد، زیرا ظاهر حقیقت نیست.

💡 برخی افراد به دلیل بد قیافه یا ویژگی‌های ظاهری نامناسب، دچار کم‌رویی شدید شده و در ارتباطات اجتماعی دچار مشکل می‌شوند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران