بخشایش کردن
مترادفها
بخشیدن، گذشت کردن، عطا کردن
متضادها
تنبیه کردن، مجازات کردن، محروم کردن
لغت نامه دهخدا
بخشایش کردن. [ ب َ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رحمت آوردن. بخشودن. بخشاییدن:
کسی که او کَنَد از کان تو به میتین سیم
مکن برو بر بخشایش و مباش رحیم.عسجدی.هیچ دست آویز آن ساعت که ساعت دررسد
نیست الا آنکه بخشایش کندپروردگار.سعدی ( طیبات ).تو ناکرده بر خلق بخشایشی
کجا بینی از دولت آسایشی.؟ سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
رحمت آوردن بخشودن.
جمله سازی با بخشایش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 توانایی انسان در بخشایش کردن خطاهای دیگران، نشاندهنده بلوغ روانی و قدرت اخلاقی بسیار بالای او در مواجهه با مشکلات و تنشهای زندگی است.
💡 در آموزههای ادیان بزرگ، همواره بر اهمیت بخشایش کردن و گذشت از کینهها تأکید شده است تا صلح و آرامش پایدار در جوامع برقرار شود.
💡 او با وجود تمام آزارهای دریافتی از اطرافیان، تصمیم گرفت با بخشایش کردن رنجها، مسیر زندگی خود را با آرامش و بدون نفرت ادامه دهد.