لغت نامه دهخدا
بازاری شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مبتذل شدن. || شایع شدن. در همه جا بودن. همه کس دانستن.
بازاری شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مبتذل شدن. || شایع شدن. در همه جا بودن. همه کس دانستن.
مبتذل شدن شایع شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدرسه علوی در سالهای نخست فعالیت خود با امکانات ناچیزی اداره میشد، ولی با اضافه شدن معلمان تحصیلکرده، کمک بازاریان از لحاظ مالی و تدارکاتی، قوت گرفت. در آن سالها جو جامعه از نظر سیاسی ملتهب بود و رخ دادن حادثه مهمی همچون پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ باعث شده بود که ساواک نیروهای مذهبی را بیشتر تحت نظر داشته باشد. فشارهای ساواک، همچنین تجربه تعطیلی مدارسی همچون رفاه و کمال، به علت داشتن فعالیتهای سیاسی، باعث شد مدرسه علوی بمنظور جلوگیری از تعطیلی، از فعالیت و جهتگیری سیاسی دوری ورزد.
💡 در شهریور ۱۴۰۱ پس از کشته شدن مهسا امینی که توسط گشت ارشاد بازداشت شده بود. اعتراضات گستردهای شکل گرفت و منجر به خیزش ۱۴۰۱ ایران شد. این خیزش از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ با تجمع اعتراضی در مقابل بیمارستان محل مرگ مهسا امینی در تهران آغاز شد و در روزهای بعد به همهٔ ۳۱ استان ایران گسترش یافت و همچنان ادامه دارد. معترضان در خارج از کشور نیز در بیش از ۱۵۰ شهر در سراسر جهان تجمعهای اعتراضی برگزار کردند. این قیام در هفتههای بعدی با حضور دانشآموزان، دانشجویان، اعتصاب استادهای دانشگاه، کسبه و بازاریان گستردهتر شد.