لغت نامه دهخدا
باج و خراج گرفتن. [ ج ُ خ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مکس. ( منتهی الارب ). باج، ساو، عوارض، مالیات گرفتن. رجوع به باج گرفتن شود.
باج و خراج گرفتن. [ ج ُ خ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مکس. ( منتهی الارب ). باج، ساو، عوارض، مالیات گرفتن. رجوع به باج گرفتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه دارد سودها آسودگی از باج و خرج در زیان گشتن شریک خلق سود دیگرست
💡 از مفلسی کفایت ما چون ده خراب این بس که باج و خرج به سلطان نمی دهیم
💡 اى نوف ! داوود نبى، شبى در همين ساعت برخاست و گفت: اين، هنگامى ست كه چون بندهاى خدا را بخواند، به استجابت پيوندد. مگر اين كه ماءمور باج و تعقيب و شحنه باشد.يا به لهو و لعب مشغول باشد.
💡 ۵- حکّام سرحدّی از حرکات منافی دوستی دست بردارند، اهالی ایران از سبّ خلفا خودداری کنند و مأموران دو طرف از تجّار یکدیگر باج و خراج خلاف قاعده مطالبه ننمایند
💡 تا مسلم شد اسیری بر تو تخت ملک عشق میدهندت بیحرج شاهان همه باج و خراج
💡 842- تمغاچيان: ماءموران وصول باج و خراج در دوره ايلخانان مغول (فرهنگ عميد 1/728).