کلمهی «آیین شهرداری در قرن هفتم» اشاره به یک اثر تاریخی و اداری دارد که مربوط به نحوهی اداره جامعه و شهر در دوران اسلامی، بهویژه در قرن هفتم هجری است. این نام در واقع ترجمه و عنوان فارسی کتابی است که اصل آن عربی بوده و «معالم القُربة فی أحکام الحِسبة» نام داشته است. حسبه در نظام اداری اسلامی به معنای نظارت بر امور عمومی، بازار، کسبوکار و اخلاق اجتماعی بود، و فردی به نام محتسب مسئول اجرای آن بود. آیین شهرداری در آن دوران شامل کنترل قیمتها، جلوگیری از تقلب بازاریان، نظارت بر کیفیت کالاها، رعایت بهداشت محیط، تنظیم روابط اجتماعی و جلوگیری از ظلم و تجاوز افراد بر یکدیگر بود. بنابراین این کتاب تصویری واقعی و منظم از وظایف شهرداری، پلیس شهری و دادستانی در قالب شریعت ارائه میدهد. این اثر دارای هفتاد باب است و در هر بخش، حکم فقهی موضوعی بیان شده و سپس با وضع اجتماعی و اقتصادی دوره نویسنده مقایسه شده است. نویسنده که خود محتسب بوده، بخشی از تجربههای کاری و دغدغههای شخصیاش را نیز وارد کتاب کرده و به فساد حکومتی، بیعدالتی و رفتار نادرست اصناف اعتراض کرده است. به زبان ساده، «آیین شهرداری در قرن هفتم» کتابی است که شیوهی ادارهی شهر، بازار و رفتار اجتماعی مردم در دوران اسلامی را توضیح میدهد و نشان میدهد چگونه امر به معروف و نهی از منکر از شکل فردی به یک ساختار اداری رسمی تبدیل شده بود.
ایین شهرداری در قرن هفتم
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] آیین شهرداری در قرن هفتم. «آیین شهرداری» کتابی است به زبان فارسی که از روی متن عربی آن که «معالم القربة فی احکام الحسبة» نام دارد، توسط آقای جعفر شعار ترجمه شده است. موضوع کتاب بیان احکام حسبه است.
کتاب مشتمل بر مقدمه ای به قلم مترجم، مقدمه ای به قلم مؤلف و هفتاد باب است. در پایان هم یادداشتهای مترجم بر چاپ دوم کتاب درج گردیده است.
«حسبه» در اصطلاح اداری اسلامی، رسیدگی به کار بازار و کوی و برزن و خرید و فروش و جلوگیری از تقلبات و کلاه برداری های کسبه و اصناف و تعلیمات آنها و کارهایی نظیر اینهاست که از لحاظ تشکیلات اداری جدید، قسمتهایی از وظائف شهرداری، شهربانی و دادستانی را در برمی گیرد و در واقع، یکی از واجبات دینی (امر به معروف و نهی از منکر) است که از صورت فردی خارج شده وبه صورت اجتماعی درآمده است.
مؤلف که خود محتسبی سخت گیر بوده، برپایه آگاهی های شغلی و نیز مطالعات سرشار خود در احکام و مقررات اسلام، کتاب خود را تألیف کرده و در آن نخست به ذکر حکم فقهی هر موضوع با استناد به آیات قرآن مجید و احادیث پرداخته و سپس آن را با وضع موجود روزگار خود تطبیق کرده است. فساد دستگاه حکومت و اولیای امور از مدعیان امر به معروف و نهی از منکر گرفته تا طبقه فعّاله؛ یعنی کسبه و اصناف، او را دل آزرده ساخته و از این رو در ضمن شکایت از اوضاع زمان، به ذکر تباهی های اجتماع و حتی تقلبات دکانداران پرداخته است.
در این کتاب درباره مسائل مربوط به دانش اقتصاد یعنی کسب و کار و پیمانه و ترازو و اوزان و مقادیر و نیز خواص انواع گیاهان دارویی و همچنین علم اجتماع یعنی رفتار عمومی و مناسبات مردم با یکدیگر و حسن معاشرت و منع از تجاوز و تعدی افراد به همدیگر و سرانجام بهداشت عمومی گفت وگو شده است.