اژیده

لغت نامه دهخدا

( آژیده ) آژیده. [ دَ / دِ] ( ن مف ) آژده. آجیده. آجده. نکنده کرده:
ملاف با قلمی ای لباس آژیده
بروی کار چو افتاد بخیه ات یکسر.نظام قاری.

فرهنگ معین

( آژیده ) (دِ ) (ص مف. ) آجیده.

فرهنگ فارسی

( آژیده ) ۱ - خلانیدن سوزن فرو برده. ۲ - ( اسم ) نوعی دوخت جامه و پای پوش که فاصل. فرو بردن سوزنها از بخیه قدری بیشتر باشد.
آژده آجیده

جمله سازی با اژیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باستان شناسان و رمزنگاران هنوز موفق به خواندن سنگ نبشته‌ها و خط باستانی این تمدن نشده‌اند. اما از آنجایی که مشخص شده تمدن اَرَتَ از تمدن‌های ثروتمند بوده احتمال می‌رود مضمون کتیبه‌ها در رابطه با مسائل تجاری یا قوانین حکومتی این تمدن باشد. البته در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای رمزگشایی این خطوط مانند مقالاتی از فرانسوا دسه، جی.پی باسلو، متیو کرورن، سورنا فیروزی، مجتبی شهمیری، مسعود صیفی، ابوالفضل نادری و کتاب ارزشمند آژیده مقدم، انجام شده‌است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز