لغت نامه دهخدا
اوش و بوش. [ اَ ش ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تبختر و خودنمایی و خودآرایی و کر و فر، و بوش در این لغت از اتباع است. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ).
اوش و بوش. [ اَ ش ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تبختر و خودنمایی و خودآرایی و کر و فر، و بوش در این لغت از اتباع است. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ).
تبختر و خودنمایی و خود آرایی و کروفر و بوش در این لغت از اتباع است.
💡 در متون پهلوی با ایزد دیگری روبرو میشویم به نام اوشبام (us-bam). این ایزد در اوستا به گونه usah- و bama- آمدهاست که دو ایزد جداگانه هستند. usah- به معنی پگاه، خود ایزدی است نماد پرتوی از خورشید. پیش از فراز آمدن خورشید به آسمان، ایزد دیگری به نام bamya- به آسمان آمده، گردونه خورشید را رهبری میکند. اوش و بام در نوشتههای پهلوی به صورت ایزد واحدی به همین نام درآمدهاند.