لغت نامه دهخدا
اوبه عطا. [ ب ِ ع َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس دارای 150 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
اوبه عطا. [ ب ِ ع َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس دارای 150 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
ده کوچکی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هركس اسبى را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد و اوبه ما منسوب باشد، خداوند روزيش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او رابه آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته هايش ياريش كند.
💡 (بزرگان يهود، براى جلوگيرى از گرايش يهود به اسلام، به آنان مى گفتند:) جز به كسى كه آيين شما را پيروى كند، ايمان نياوريد. (زيرا دينِ حقّ منحصر به ماست. اى پيامبر! به آنان ) بگو: راه سعادت راهى است كه خدا بنمايد (ومانعى ندارد) كه به امّتى ديگر نيز همانند آنچه (از كتاب وشريعت ) به شما داده شده، داده شود، تا در نزد پروردگار با شما احتجاج كنند. (همچنين اى پيامبر! به آنان ) بگو: فضل ورحمت بدست خداست، اوبه هر كه بخواهد عطا مى كند وخداوند داراى رحمت وسيع وعلم بى انتهاست.