انعام کردن

لغت نامه دهخدا

انعام کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخشش کردن. عطا کردن. ( ناظم الاطباء ):
چو انعام کردی مشوخودپرست
که من سرورم دیگران زیردست.سعدی ( بوستان ).انعام کن بگوشه چشم ارادتی
تا بنده تو باشم و منت پذیر تو.سعدی.جامه خود می خواهم اگر انعام کنی. سعدی ( گلستان ). بسیار انعام و اکرام در حق من کرد. ( مجالس سعدی ).

فرهنگ فارسی

بخشش کردن. عطا کردن

جمله سازی با انعام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سه برادر، که با عنوان پسران بویه شناخته می‌شوند، از فرماندهان وفادار به ماکان بودند که پس از شکست‌های متوالی ماکان با کسب اجازه از او، نزد مرداویج رفتند و به لشکریان زیاری پیوستند. مرداویج در ابتدا از آنان استقبال کرد و شهر کرج ابودلف را به برادر بزرگ‌تر، علی بویی، سپرد ولی اندکی بعد پشیمان شد و در نامه‌ای به عمید، مشاور و کاتب وشمگیر، به او دستور داد که حُکم علی بویی را لغو کند. عمید پس از رساندن فرمان مرداویج به علی بویی، به خاطر دوستی که با علی بویی داشت، به او فرصت داد تا شهر ابودلف را تصرف کند. علی بویی کرج ابودلف و دژهای اطرافش را تصرف و غنائم را میان لشکریان تقسیم کرد و مردم شهر را از خود راضی نگهداشت؛ لذا مردم و سپاهیان در نامه‌هایی به مرداویج، از علی بویی اعلان حمایت کردند. مرداویج به شهر ری رفت و برای فشار وارد کردن به بوییان، تهیه بودجهٔ بخشی از سپاهیانش را به عهده آن‌ها گذاشت. علی بویی ضمن پرداخت حواله‌ها، مقادیری انعام نیز بر میزان مقرر افزود و محبوبیتش کماکان افزایش می‌یافت.

💡 هرکه خدای را -جلَّ جلالُه- به حقّ معرفت بشناسد، به کلّ طاقت بپرستدش؛ زیرا که آن که بشناسد به انعام و احسان و رأفت و رحمت شناسد. چون شناخت، دوست گیرد. چون دوست گرفت، طاعت دارد تا طاقت دارد؛ از آن که فرمان دوستان کردن دشوار نباشد. پس هر که را دوستی زیادت، حرص بر طاعت زیادت.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز