لغت نامه دهخدا
انتظام داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب )آراسته بودن و منتظم و مرتب کردن. ( ناظم الاطباء ).
انتظام داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب )آراسته بودن و منتظم و مرتب کردن. ( ناظم الاطباء ).
آراسته بودن. و منظم و مرتب بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین به دلیل داشتن، پاسگاه نیروی انتظامی بنفشه ده امنیت این منطقه همواره تامین می باشد. اما از آنجائی که این روستا به نوعی شهر کوچکی می باشد در این منطقه شما شاهد امکانات بسیار قابل توجهی اعم از
💡 در ۲۸ آبان ۱۳۹۹ و همزمان با نخستین سالگرد اعتراضات آبان ۹۸، حیدر عباسزاده (فرماندهٔ نیروی انتظامی خوزستان) و رضا پاپی (فرماندهٔ انتظامی شهرستان ماهشهر) به اتهام نقش داشتن در کشتار ماهشهر به فهرست تحریمشدگان وزارت خزانهداری آمریکا اضافه شدند.
💡 در ۰۸ اردیبهشت سال ۱۴۰۰ پروانه وکالت وی در پی محکومیت در دادگاه کارکنان دولت ابطال شد. علت آن به بیان دادستان انتظامی مرکز وکلای قوه قضائیه، داشتن شاکی خصوصی بودهاست، چنانکه خانمی به اتهام توهین و تهدید و افترا از حسام نوابصفوی شکایت کردهبود.
💡 در سال ۱۳۹۳ حبیب در جادهٔ ماسوله و شهرک تاریخی ماسوله درحال تولید نماهنگ ترانهٔ «خرچنگهای مردابی» بود که توسط نیروی انتظامی بازداشت شد و بهواسطهٔ شهرت و همچنین عدم بههمراه داشتن مجوزهای لازم برای ضبط فیلم، به دادسرا معرفی شد تا روند قضایی معمول پیگیری شود. در پایان، حبیب با تودیع قرار وثیقهٔ متناسب آزاد شد. اما برخی سایتها اعلام کردند که وی توسط لباس شخصیها و بیدلیل دستگیر شده است.