انتزاع گرایی

مترادف‌ها

تجریدگرایی، انتزاعی‌گری

متضادها

عینی‌گرایی، تجسم‌گرایی

فرهنگستان زبان و ادب

{abstractionism} [هنرهای تجسمی] شیوه ای از بیان در هنر نوین که با دست آفریده های واسیلی کاندینسکی، نقاش روسی نیمۀ اول قرن بیستم، پدید آمد

جمله سازی با انتزاع گرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احساس گرایی (به انگلیسی: Sensualism) فلسفه‌ای که در آن هدف پیگیری بیش از حد از لذات و علایق نفسانی است. فلسفه‌ای که دکترین اخلاقی آن بر مبنای این است که احساس تنها معیار شناخت خوبی است. در شناخت‌شناسی تنها راه شناخت واقعی توسط احساس ایجاد می‌گردد. این ممکن است که ایده‌ای انتزاعی باشد. پیشینه این مکتب به فلسفه یونان بازمی‌گردد. از اولین‌ها می‌توان به اپیکور در لذت‌گرایی یا رواقیون اشاره کرد.

💡 بعداً در آمریکا، اصطلاح رئالیسم تعاریف و تطبیق‌های مختلف جدیدی به دست آورد هنگامی که جنبش به سورئالیسم آمریکا برخورد کرد و رئالیسم جادویی از جنبش رئالیسم فرانسه در دهه ۱۹۳۰ ایجاد شد و در دهه ۱۹۵۰ واقع گرایی جدید ایجاد شد. این جنبش فرعی هنر را وجودی می‌دانست که به خودی خود در تقابل با نمایش‌های دنیای واقعی است. در آمریکای امروزی، هنر رئالیسم به‌طور کلی به عنوان هر چیزی که در هنر انتزاعی قرار نگیرد در نظر گرفته می‌شود، بنابراین شامل بیشتر هنرهایی است که واقعیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

💡 جریان انتزاع گرایی در هنر باعث شد تا تمرکز از بازنمایی دقیق واقعیت به سمت بیان احساسات درونی و مفاهیم ذهنی تغییر یابد.

💡 فلسفه انتزاع گرایی بر این باور استوار است که حقیقت اصلی را نمی‌توان در مظاهر مادی یافت، بلکه باید از طریق مفاهیم ذهنی جستجو کرد.

💡 در قرن بیستم، ظهور انتزاع گرایی در هنرهای تجسمی، باعث ایجاد بحث‌های گسترده‌ای در میان منتقدان و هنرمندان کلاسیک شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران