انباز شدن

لغت نامه دهخدا

انباز شدن. [ اَم ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شریک شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). شرکت. ( تاج المصادر بیهقی ):
مصطفی فرمود کای اقبال جو
اندر این من می شوم انباز تو.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شریک شدن. یا انباز شدن با یکدیگر. اشتراک.

جمله سازی با انباز شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه آهنگران را پیش خواند و فرمود که اسفندیار را به زنجیر کشند و به کند و بند بسته و سوار بر پیل نشانده و به دژ کمندان بردند و نگهبانان بر او بگمارند فرمان گشتاسب را به کار بستند. حال اسفندیار در آنجا چنان بود که بیننده را به هراس و دلسوزی وامی‌داشت. چهار فرزندش نیز به پدر پیوستند تا در گرفتاری با او انباز شوند و حق فرزندی گذارند. گشتاسب با سپاهیانش برای سرکشی و بازدید از قلمرو خویش به سوی شهرها روان شد و برای نیرو بخشیدن به کیش زرتشت کوشش تازه‌ای آغاز کرد؛ چون گزارش زندانی شدن اسفندیار پراکنده گشت بود کشور دچار نابسامانی گردید و سرکشان سر برآوردند و سپاهیان از فرمان گشتاسپ سرپیچدند و مردم شهرها را رها کردند و در تباهی در همه جا پدیدار گشت.

💡 شبی بُوَد که بتابید اندرو ماهی که آفتاب نیارد شدن به او انباز

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز