امامی کردن

لغت نامه دهخدا

امامی کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امامت. پیشوایی کردن. امامت کردن. پیشنمازی کردن. رجوع به امامت شود.

فرهنگ فارسی

امامت. پیشوایی کردن

جمله سازی با امامی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ناشناس باید کردن حذر به تحقیق برنص هر کتابی بر قول هر امامی

💡 و از ابراهیم رقّی روایت کنند که گفت: من در ابتدای امر خود قصد زیارت مسلم مغربی کردم. چون به مسجد وی اندر آمدم، امامی کرد و الحمد خطا برخواند با خود گفتم: «رنج من ضایع شد.» روز دیگر به وقت طهارت خواستم تا به کنارهٔ آب روم. شیری بر راه خفته بود. بازگشتم. دیگری بر اثر من می‌آمد بانگ برگرفتم. مسلم از صومعه بیرون آمد. چون شیران وی را بدیدند تواضع کردند وی گوش هر یک بگرفت و بمالید و گفت: «ای سگان خدای، نه با شما گفته‌‌ام که با مهمانان من مچخید؟» آنگاه مرا گفت: «یا ابااسحاق شما به راست کردن ظاهر مشغول شدید مر خلق را تا از خلق می‌بترسید و ما به راست کردن باطن مر حق را تا خلق از ما می‌بترسند.»

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز