ام عرفجه
لغت نامه دهخدا
( ام عرفجة ) ام عرفجة. [ اُم ْ م ِ ع َ ف َ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) میش. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
میش
جمله سازی با ام عرفجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عرفجة بن هرثمهٔ بارقی، (درگذشت ۳۴ هـ / ۶۵۴م) وی در قبیلهٔ بارق تولد یافت. وی یکی از صحابهٔ محمد که شاهد فتوحات مسلمانان بودهاست. علا بن حضرمی او را برای نبرد دریایی به جزیهای در نزدیکی ایران فرستاد، این نبرد دریایی، نخستین نبرد دریایی مسلمانان در تاریخ اسلام است، وی توانست در این نبرد، جزیرهای از فارس را تصرف کند و در آن مسجدی بنا کند، این رویداد تقریباً در ۱۴ قمری برابر با ۶۳۵م روی دادهاست. وی فرماندار موصل بود و چهار هزار نفر از قبیلههای ازد، طی، قبیله کنده و عبدالقیس را در موصل اسکان داد. عمر بن خطاب زمانی که عتبة بن غزوان به فرمانداری بصره گماشت، عرفجه را برای راهنمایی برایش فرستاد و نامهای به او نوشت: «من تو را با فرستادن عرفجه بن هرثمه به نزدت، یاری میکنم، وی شخصی مجاهد است و در نبرد با دشمنان نیرنگهای جنگی را نیک میداند، هرگاه در موضوعی با مشکل برخوردی با وی مشورت کن» همچنین او با سعد بن ابیوقاص در جنگ قادسیه و جنگ تیسفون شرکت کرد. وی یکی از رایزنهای سعد بن ابیوقاص بود که به سوی رستم فرخزاد فرماندهٔ فارسیزبانان برای گفتگو فرستاده شد.
💡 ام عرفجه در تاریخ شفاهی آن منطقه، به عنوان زنی با دانش وسیع در زمینه گیاهان دارویی و طب سنتی یاد شده است.
💡 شخصیت ام عرفجه در متون کهن، نشاندهنده زنی است که با مهارت و تجربه خود، به بهبود وضعیت سلامت جامعه کمک میکرد.
💡 در بررسیهای مربوط به نقش زنان در جوامع قدیمی، نام ام عرفجه به عنوان زنی فعال و با تاثیر اجتماعی بالا مطرح میگردد.