ام طارق
لغت نامه دهخدا
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( ع اِ مرکب ) شتر مرغ. ( یادداشت مؤلف ). || پروانه. ( مهذب الاسماء ).
ام طارق. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( اِخ ) از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 252 شود.
فرهنگ فارسی
از زنان صحابی بوده است
جمله سازی با ام طارق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ((مطمئن باش با اين كه من گفتم نه تو گنهكار مى شوى و نه رفيقت طارق )).
💡 فرشته ای است در این طارق لاجورد اندود که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار
💡 چو شد کشته طارق بد اختر شهاب برون شد زتاری تنش توش وتاب
💡 طارق علی در کتاب طنز خود «رستگاری» شخصیتی به نام «جد باروز» از «باروئرز لیگ» را بر اساس تد گرانت نوشتهاست.
💡 چو نادیده جایی ز کشور نماند سپه را سوی کوه طارق بخواند
💡 ام طارق در جلسات محلی به عنوان زنی با دانش فراوان شناخته میشد که همیشه نظرات کارشناسی خود را در امور اجتماعی بیان میکرد.
💡 در بررسیهای مردمشناسی، نام ام طارق به عنوان زنی که در حفظ آداب و رسوم سنتی منطقه نقش داشته، بسیار تکرار شده است.
💡 خانواده ام طارق از نسل بزرگی بودند که در طول تاریخ منطقه، همیشه به عدالت و صداقت در معاملات معروف بودهاند.