لغت نامه دهخدا
ام سهیل. [ اُم ْ م ِ س ُ هََ ] ( ع اِ مرکب ) چرز ( چکاوک ). ( یادداشت مؤلف ).
ام سهیل. [ اُم ْ م ِ س ُ هََ ] ( ع اِ مرکب ) چرز ( چکاوک ). ( یادداشت مؤلف ).
چرز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهیل طلعتت گر عکس بر بحر و براندازد خزف گردد عقیقتر حجر یاقوت رمانی
💡 جگرگاه بدخشان داغها دارد زرشک او کجا رنگ از سهیل باده آن سیب ذقن گیرد؟
💡 سهیل ایوانی عشق خاصی به مجتبی میرزاده و محمود مرآتی داشت. وی از بین استادانی که او را در پیشبرد اهدافش یاری رسانده بودند مجتبی میرزاده را از همه دلسوزتر ومفید تر و به نوعی مرشد خود میدانست.
💡 اگر من در وطن باشم وگر بیرون ز تن باشم ز تاب شمس تبریزی سهیل اندر یمن باشم
💡 آتشکده پروین به کوشش سیداحمد هدایتی از شاعران همدانی و متخلص به سهیل با مقدمهای دربارهٔ شرح مختصر زندگی او در همدان منتشر شده اشت. این کتاب اشعار مذهبی پروین همدانی را با موضوع محوری واقعه کربلا شامل میشود.
💡 رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد