لغت نامه دهخدا
الهام یافتن. [ اِ ت َ ] ( مص مرکب ) مُلهَم شدن. مورد الهام قرار گرفتن. رجوع به الهام شود.
الهام یافتن. [ اِ ت َ ] ( مص مرکب ) مُلهَم شدن. مورد الهام قرار گرفتن. رجوع به الهام شود.
ملهم شدن. مورد الهام قرار گرفتن
💡 کاولارس، ستارهشناسی در دانشگاه مکمستر، این نام را پیشنهاد کرد تا به نامگذاری نجومی کمک کند از روال یکنواخت یونانی-رومی و رنسانسی خارج شود. او ماهها وقت صرف کرد تا نامهایی بیابد که هم چندفرهنگی و هم مرتبط با فرهنگ در کانادا باشند. او پس از رایزنی با پژوهشگران مردم بومی قاره آمریکا (بدون یافتهٔ مناسب) در مارس ۲۰۰۱ در حال خواندن یک داستان اینوئیت برای فرزندانش بود که ناگهان الهام گرفت. اییراک (موجودی داستانی) قایمباشک بازی میکند، همان کاری که این ماههای کوچک کیوان انجام میدهند: یافتن آنها دشوار است و مانند شمالگان کانادا سرد هستند. (تیم کاشف، شامل کاناداییها، نروژیها و ایسلندیها بود و وجه اشتراکشان شمالی بودنشان است).