لغت نامه دهخدا
افسوس ریختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب )افسوس فروریختن. طنز گفتن. تمسخر کردن:
وگر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد.حافظ ( از آنندراج ).
افسوس ریختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب )افسوس فروریختن. طنز گفتن. تمسخر کردن:
وگر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد.حافظ ( از آنندراج ).
طنز گفتن تمسخر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد کف افسوس می گردد صدف چون بی گهر گردد