افر

لغت نامه دهخدا

افر. [ اَ ] ( صوت ) کلمه تحسین یعنی مرحبا. آفرین. ( ناظم الاطباء ).
افر. [ اَ ] ( ع مص ) سخت دویدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دویدن. ( المصادر زوزنی ). و رجوع به نشواللغة ص 19 شود. || سبکی و چالاکی نمودن در خدمت. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || دفعکردن و راندن و جستن. ( آنندراج ). دفع کردن و راندن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سخت جوش زدن دیگ. || سخت شدن گرما. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اَفَر. ( آنندراج ). || نشاط کردن شتر و فربه شدن بعد از مشقت و لاغری. اَفَر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نشاطی شدن و فربه شدن شتر از پس لاغری. ( المصادر زوزنی ).
افر. [ اَ ف َ ]( ع مص ) افر بسکون فاء است. رجوع به این کلمه شود.
افر. [ اَ ف ُرر ] ( اِخ )شهری است در عراق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شهرکی است بسواد عراق نزدیک نهر جوبر. ( از معجم البلدان ).
افر. [ اِ ف ُ ] ( اِخ ) افرها در یونان. ( یادداشت دهخدا ).

فرهنگ فارسی

افرها در یونان

جمله سازی با افر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنها جز آفرین نشنیدم ز هیچ‌کس هی هی تفو به‌گردش‌این چرخ ریمنا

💡 شعرِ حافظ همه بیتُ الْغَزَلِ معرفت است آفرین بر نَفَسِ دلکَش و لطفِ سخنش

💡 آن ز آفرین سرشته که کرد آفریدگار دور اعتقاد او ز خلل، خالی از فتن

💡 پیر طریقت گفت: خداوندا هر که شغل وی تویی شغلش کی بسر شود؟ هر که بتو زنده است هرگز کی بمیرد؟ جان در تن گر از تو محروم ماند چون مرده زندانیست، زنده اوست بحقیقت کش با تو زندگانیست، آفرین خدای بر آن کشتگان باد که ملک میگوید زندگانند ایشان.

💡 در این میان برخی موضوعات فنی برای آلمانی‌ها مشکل آفرین شده بود.

بخشش یعنی چه؟
بخشش یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز