لغت نامه دهخدا
افتاده انگشت. [ اُ دَ / دِ اَ گ ُ ] ( ص مرکب ) آنکس که انگشت وی قطع شده یا انگشت ندارد. اَجذَم. ( دستوراللغة ).
افتاده انگشت. [ اُ دَ / دِ اَ گ ُ ] ( ص مرکب ) آنکس که انگشت وی قطع شده یا انگشت ندارد. اَجذَم. ( دستوراللغة ).
آنکس که انگشت وی قطع شده یا انگشت ندارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حادثه انشقاق القمر، يكى از حوادث بزرگ تاريخ اسلام و حياترسول خدا صلى الله عليه وآله است كه منابع تاريخى به آن اشاره داشته اند. درسال نهم بعثت، تعدادى از مشركان از جمله ابوجهل از پيامبر صلى الله عليه وآلهخواستند تا براى اثبات نبوت خود اگر قادر است ماه را دو نيم كنم.در اينحال جبرئيل عليه السلام بر ايشان نازل شد و اجازه خداوند براى اين كار را ابلاغ كرد.آن حضرت نيز با انگشت سبابه به ماه اشاره كرد و ماه دو قسمت شد، نيمى بر كوهقعيقعان ديده شد. در اين حال جبرئيل عليه السلام بر ايشاننازل نبوت خود اگر قادر است ماه را دو نيم كند.در اينحال جبرئيل عليه السلام بر ايشان نازل شد و اجازه خداوند براى اين كار ابلاغ كرد. آنحضرت نيز با انگشت سبابه به ماه اشاره كرد و ماه دو قسمت شد، نيمى بر كوه ابوقبيسو نيمى بر كوه قعيقعان ديده شد.در اين حالرسول خدا صلى الله عليه وآله به سجده افتاده و شكر فرمود.(191)
💡 گرهگشا بمیان نیست مصلحت جایش از آن ز بحر کف افتاده بر کنار انگشت