اغ باش

لغت نامه دهخدا

اغباش. [ اِ] ( ع مص ) به آخر تاریکی رسیدن شب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غَبَش. ( اقرب الموارد ). رجوع به غبش شود. || باقی ماندن اندک از شب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). غَبَش. ( اقرب الموارد ).
اغباش. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ غَبَش، بقیه شب یا تاریکی آخر شب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

جمله سازی با اغ باش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی نه که حسرت‌کش یک زخم ز قاتل باشی

💡 کبش مغرور چراگاه بهشت است هنوز باش تا داغ فنا برنهدش اسماعیل

💡 صائب تو مهیای پریشانی دل باش این شمع تجلی است که برطورنبخشد

💡 کفر و دین هر دو به یک جو چو تو با ما باشی هر چه غیرِ تو بود با تو روان در بازیم

💡 چو بازگردی از حمله باشی آهسته به گاه حمله که حمله بری شوی پرتاب

انوشا یعنی چه؟
انوشا یعنی چه؟
معزه یعنی چه؟
معزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز