اعتنا کردن
مترادفها
توجه کردن، اهمیت دادن
متضادها
بیتوجهی کردن، نادیده گرفتن، بیاعتنایی کردن
لغت نامه دهخدا
اعتنا کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اهتمام کردن. ( از ناظم الاطباء ). اِعتِداد. ( از منتهی الارب ). توجه کردن بچیزی. اهمیت دادن بدان. و رجوع به اعتداد شود.
- بی اعتنایی کردن؛ بدون فکر و اندیشه کاری کردن و بی اهتمامی نمودن. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) توجه کردن به اهمیت دادن به
جمله سازی با اعتنا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فروغی در آذر ۱۳۱۵ در رساله «پیام من به فرهنگستان» از احساس خود به زبان فارسی میگوید و مینویسد که: «من به زبان فارسی دلبستگی تمام دارم، زیرا گذشته از آنکه زبان خودم است و ادای مراد خویش را به این زبان میکنم، از لطایف آثار آن خوشیهای فراوان دیدهام. نظر دارم به اینکه زبان آینه فرهنگ قوم است و فرهنگ مایه ارجمندی و یکی از عوامل نیرومندی ملیت است. هر قومی که فرهنگی شایسته اعتنا و توجه داشته باشد زنده و جاویدان است و اگر نداشته باشد نه سزاوار زندگانی و بقاست و نه میتواند باقی بماند. او میگوید، این عشق به زبان فارسی تا آن حد حاد و بیمارگونه نباید باشد که موجبات مخدوش کردن زبان فارسی را فراهم آورد.»