لغت نامه دهخدا
اصحاب شقاوت. [ اَ ب ِ ش َ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اصحاب الشقاوة. تیره بختان. بیچارگان. گناهکاران. رجوع به حکمت اشراق چ کربن ص 230 شود.
اصحاب شقاوت. [ اَ ب ِ ش َ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اصحاب الشقاوة. تیره بختان. بیچارگان. گناهکاران. رجوع به حکمت اشراق چ کربن ص 230 شود.
یا اصحاب الشقاوه. تیره بختان. بیچارگان.
💡 و اينكه فرمود: (اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون ) اشاره است به لازمه سومانكارشان، كه عبارت بود از مكثشان در عذاب و شقاوت.