لغت نامه دهخدا
اشک خوش نمک. [ اَ ک ِ خوَش ْ / خُش ْ ن َ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک پرسوز که از درد آید. ( هفت قلزم ). اشک شور که از درد فراق دوستان زاید. ( رشیدی ).
اشک خوش نمک. [ اَ ک ِ خوَش ْ / خُش ْ ن َ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک پرسوز که از درد آید. ( هفت قلزم ). اشک شور که از درد فراق دوستان زاید. ( رشیدی ).
اشک پرسوز که از درد آید اشک شور که از درد فراق دوستان زاید.
💡 بفشاند گل گلزار رخت بر اشک خوش چون کوثر من