اشفته روز
مترادفها
روزهای ناآرام، روزهای پرآشوب
متضادها
روز آرام
لغت نامه دهخدا
( آشفته روز ) آشفته روز. [ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) شقی. بدبخت:
بگفت ای ستمکار آشفته روز...سعدی.
فرهنگ معین
( آشفته روز ) ( ~. ) (ص مر. ) بدبخت، بداقبال.
فرهنگ عمید
( آشفته روز ) پریشان روزگار، بدبخت، بی طالع.
فرهنگ فارسی
( آشفته روز ) ( صفت ) بدبخت بداقبال.
شقی بدبخت
جمله سازی با اشفته روز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که بر کردت این شمع گیتیفروز؟ بگفت ای ستمکار آشفته روز