لغت نامه دهخدا
اسپالاتو.[ اِ ت ُ ] ( اِخ ) اسپلیت. رجوع به اسپالاترو شود.
اسپالاتو.[ اِ ت ُ ] ( اِخ ) اسپلیت. رجوع به اسپالاترو شود.
رجوع شود به:اسپلیت
💡 تعداد محدودی از کسانی که پاپ تعیین کرده بود به بندرهای ایتالیای جنوبی سفر کردند. در ماه اوت ۱۲۱۷ م، نیروهای بلغاری و اتریشی در آسپالاتو گرد آمدند. نیروهای لِئوپولد بلافاصله از راه دریا حرکت کردند اما سپاهیان بلغاری آنقدر زیاد بودند که پادشاه آنْدْراش مجبور شد عدهای را برای تهیهٔ کشتیِ اضافه به ونیز اعزام نماید. در فاصلهٔ اندکی پس از اتریشیها، بلغارها نیز حرکت نمودند. صلیبیون اتریش و بلغارستان در عکا از کشتی پیاده شده و در آنجا دو سپاه کوچکتر بهفرماندهی شاهزادهٔ انطاکیه، بوهموند چهارم و هیو، پادشاه قبرس به آنها پیوستند. جان بِریَن، پادشاه اورشلیم نیز به آنها ملحق گشت.