کوات

لغت نامه دهخدا

کوات. [ ک َوْ وا ] ( ع اِ ) ج ِ کوة [ ک َوْ وَ / ک ُوْ وَ ]. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کوة شود.
کوات. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه سورتچی بخش چهاردانگه است که در شهرستان ساری واقع است و 265 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

جمع کوه

جمله سازی با کوات

💡 ۳. «خسرو کواتان و ریدک وی» ترجمه از پهلوی، تهران: مجلهٔ آموزش و پرورش، ۱۳۲۳

💡 به‌طور مثال در بلوچی کیقباد-کیکباد، یا قنبر-کنبر (کمبر) خوانده می‌شود و این موضوع دقیقاً در زبان پهلوی هم مصداق دارد به‌طور نمونه کیقباد در پهلوی به صورت کی کوات رایج است. واژه‌های پدر و مادر و برادر در زبان بلوچی مانند پهلوی "پت،" Pet " و مات "mat " خوانده می‌شوند. علت این امر هم آشکار است، چون در اوستا و در حالت فاعلی حذف می‌گردد، باز در حالی که در فارسی "ت " یا "ث "اوستا را به "ه " مبدل کرده، زبان بلوچی آن را نگهداشته است به عنوان مثال: چات (چاه)، کوت (کوه). بلوچی حرف "خ " ندارد و به جای آن "ه " به کار می‌برد. همچنین "پ " را به جای "ف " و "گ وک " را به جای "غ " می‌گذارد که نشان از کهنگی زبان بلوچی و عدم دخالت حروف عربی است، مانند؛ هدا-خدا، هشک-خشک، تهم- تخم، هون-خون.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز